یکی از مواردی که بسیاری از هنر جویان راجع به آن سوال می کنند ، اصطلاحات رایج در سینما است . آنها می پرسند آیا باید از این اصطلاحات استفاده کنند ، و در فیلمنامه این اصطلاحات را قید نمایند ؟
این اصطلاحات را می توان به دو بخش تقسیم کرد .
الف: اصطلاحاتی که مربوط به فیلمنامه می شوند .
ب: اصطلاحاتی که مربوط به فیلمبرداری می شوند .
واقعیت این است که دانستن مفهوم این اصطلاحات مفید و لازم است . دانستن این اصطلاحات ، بخصوص اصطلاحات مربوط به فیلمنامه به شما کمک می کند با روشن بینی و آگاهانه روند نوشتن را پی بگیرید . نویسنده ای که درک درستی از واژه هایی نظیر نقطه عطف ، تعلیق ، تضاد ، گره داستانی ، و ... نداشته باشد ممکن است دچار اشتباه شود . یا از به کار گیری این عناصر در روند نگارش غافل شود . این واژه ها ابزار کار نویسنده فیلمنامه هستند . از سوی دیگر نویسنده از طریق آشنایی با اصطلاحات و تکنیک های مربوط به فیلمبرداری می تواند تجسم درستی از آینده و چگونگی به تصویر کشیده شدن آنچه روی کاغذ می نویسد به دست آورد . او با آشنایی با این فنون و تکنیک ها می تواند تشخیص دهد که کارگردان احتمالاً با استفاده از چه روشی ذهنیت وی را تبدیل به فیلم خواهد کرد .
پس آشنایی با این اصطلاحات لازم و ضروری است . اما تصور غلطی که برای نویسندگان جوان و مبتدی ایجاد می شود ، این است که آنها گمان می کنند باید این اصطلاحات را در جای جای فیلمنامه قید کنند . و با بیان این اصطلاحات است که می توان نام فیلمنامه را بر متن نوشته شده توسط آنها گذاشت . در حالی که این تصور کاملاً غلط است . واژه هایی نظیر پن ، تیلت ، تراولینگ ، کرین ، زوم ، کلوز آپ ، و ... واژه هایی هستند که مربوط به مرحله فیلمبرداری می شوند . تعیین زوایای فیلمبرداری برعهده فیلمنامه نویس نبوده ، و از وظایف کارگردان است. این کار معمولاً قبل از فیلمبرداری توسط کارگردان انجام می شود . فرض کنیم که صحنه ای از گفتگوی یک زن و مرد را در پارک می بینیم . این صحنه موقع فیلمبرداری به قطعات کوچکتری تقسیم می شوند که " پلان " نام دارد . هر بار که جای دوربین تغییر کند یک پلان جدید خواهیم داشت . ممکن است یک پلان یا نما از دست زن ، یک نما از صورت او ، و ... این پلان ها روی هم یک صحنه را تشکیل می دهند . برای ضبط آنها دائم دوربین خاموش شده ، جای آن طبق نظر کارگردان و سبک کار تغییر می کند ، و دو مرتبه فیلمبرداری شروع می شود . اینکه دوربین مثلاً بادکنک را چگونه و از چه زاویه ای و چه فاصله ای نشان دهد ، همان دکوپاژ نامیده می شود . برخی کارگردانان دکوپاژ را قبل از شروع مرحله فیلمبرداری انجام می دهند ، و برخی ( با توجه به لوکیشن و محل صحنه ) سر صحنه این کار را انجام می دهند .
در زیر به برخی از واژه هایی که کارکرد بیشتری دارند اشاره مختصری می کنیم .
الف : اصطلاحات مربوط به فیلمنامه
گره داستانی : مسأله یا مشکلی که شخصیت با آن رو به رو می شود .
گره افکنی : موانع مختلفی که وضعیت شخصیت را پیچیده تر می سازد .
شخصیت اصلی : کسی است که داستان حول محور او می چرخد و پیش می رود . کسی که موضوع فیلمنامه مربوط به او می شود .
قهرمان : همان شخصیت اصلی است .
شخصیت مخالف یا ضد قهرمان : کسی که مقابل شخصیت اصلی قرار گرفته و با او به مخالفت یا دشمنی می پردازد .
تضاد : مقابله دو یا چند نظر . رویارویی عقاید متفاوت و مخالف هم .
درگیری : مقابله و کشمکش بین قهرمان و ضد قهرمان ، یا مقابله قهرمان با موانع .
بحران : شدت گرفتن درگیری و کشمکش بین شخصیت ها ، یا مسأله ای که شخصیت با آن مواجه است . به شکلی که به نظر می رسد آن مسأله یا کشمکش لاینحل است .
نقطه اوج : بالاترین حد کشمکش و درگیری .
تعلیق : ایجاد اضطراب و نگرانی در مورد قهرمان .
انتظار : وضعیتی که تماشاگر فیلم یا خواننده فیلمنامه احساس می کند اتفاق خاصی رخ خواهد داد .
نقطه عطف : حادثه یا رویدادی که مسیر حرکت داستان را کاملاً عوض می کند .
نتیجه گیری : مشخص شدن تکلیف موضوع . پاسخ گرفتن پرسشهایی که در طول کار ایجاد شده است .
بازگشت به گذشته ، یا فلاشبک : بیان ماجرا یا صحنه هایی که در گذشته رخ داده است .
پرش به آینده ، یا فلاش فوروارد : نمایش صحنه ای که احتمالاً در آینده رخ خواهد داد ، یا شخصیت چنین تصوری دارد .
همذات پنداری : حالتی که مخاطب به صورت ناخودآگاه خود را جای شخصیت اصلی قرار می دهد و با او رابطه عاطفی پیدا می کند .
ب: اصطلاحات فیلمبرداری
پن یا حرکت افقی : حرکت افقی دوربین به چپ یا راست برای دنبال کردن سوژه ، یا به تصویر کشیدن محیط .
تیلت یا حرکت عمودی : حرکت از بالا به پایین یا بر عکس .
تراولینگ یا حرکت انتقالی : دوربین بر صفحه ای که چرخ دارد و روی ریل قرار گرفته حرکت می کند .
کرین یا حرکت جرثقیلی : حرکت دوربین با کمک وسیله ای ویژه ( شبیه جرثقیل ) به سمت بالا و پایین و یا هر طرف که لازم باشد .
کلوزاپ یا نمای نزدیک : تصویر درشت و نزدیک .
مدیوم شات یا نمای متوسط : تصویر نیم تنه بازیگر .
لانگ شات یا نمای دور : تصویری نسبتاً وسیع از محیط و صحنه .
درونمایه
برخی نویسندگان از درونمایه چشم پوشی می کنند ، برخی دیگر فقط به آن می پردازند . عده ای دیگر آن را فرضیه ، فکر اصلی ، پیام ، نظریه اخلاقی یا بیانیه یا مسأله ای مربوط به زندگی می نامند .
درونمایه چیست ؟ معنی زیرین یک نمایشنامه و پیامی است که نه از زبان شخصیت ها ، بلکه با کنش و محتوای نمایش به تماشاگر منتقل می شود ، این زیر متن نمایشنامه است که وقتی تماشاگر گذشته را شاید آگاهانه و شاید ناخودآگاه ، مرور کند ، درک خواهد کرد .
اکثر نمایش های پلیسی یا کارآگاهی تلویزیون درونمایه «ارتکاب جرم بیهوده است » را القاء می کنند.فیلم جنگ ستارگان به ما می گوید که « نیکی ، بدی را نابود می کند » .
بعضی از پدر ها و مادر ها و گروه های تربیتی نگرانند که سینما و برنامه های تلویزیونی درونمایه «خشونت حلال تمام مشکلات است » را در ذهن کودکان حک کند . گره گشایی بسیاری از نمایش های پلیسی یا کارآگاهی تلویزیون ، اغلب بستگی به این دارد که چه کسی خشن تر می جنگد یا دقیق تر شلیک می کند:قهرمان یاضد قهرمان ؟
نویسندگان به ندرت کا را با درونمایه شروع می کنند . تعداد کمی از آنها با هیجان پشت ماشین تحریر می نشینند و فکر می کنند که : «فهمیدم ! داستانی می نویسم که بگوید : تواضع بر غرور ارجع است .
نویسندگان کار را با ایده شروع می کنند نه درونمایه . رابطه ای جذاب یا حادثه ای می یابند که با آن طراحی را شروع کنند . درونمایه بعد پدید می آید و گاهی تا فیلمنامه تکمیل نشده ، درونمایه ای ظاهر نمی شود . با وجود این ، داستانی که مطلقاَ فاقد درونمایه باشد ، کم عمق است .
برخی نویسندگان هرگز به درونمایه داستانشان آگاه نمی شوند . اگر فیلمنامه ای بدون آگاهی نویسنده از درونمایه نوشته شود ، پس ارزش درونمایه چیست ؟ چرا مؤلفین صفحات زیادی را حرام می کنند تا درباره درونمایه بحث و فحص کنند ؟ زیرا برای نویسنده آگاهی از درونمایه مفید است و کیفیت فیلمنامه را بهتر می کند .
روند کار به این صورت است : احتمالاَ در مرحله نوشتن خلاصه داستان یا شاید در مرحله نوشتن فیلمنامه اید و دارید داستان را گسترش می دهید ، احتمالاَ به درونمایه داستان فکر نکرده اید . در طی مسیر ، به تدریج از بیانیه ای که داستان باید اعلام کند ، آگاه می شوید . چون به موضوع خود وابسطه شده اید . دارید دیدگاه ( طرز برخورد ، بینش ، موضع گیری اخلاقی خاصی ) را بیان می کنید . از آنجا که از نظر عاطفی درگیر هستید و اهمیت می دهید ، به ناچار باید یک بیانیه شخصی در شخصیتها ، صحنه ها و گفتگوهایشان قرار دهید . وقتی به این بیانیه ( یعنی درونمایه فیلمنامه ) ، پی بردید ، مجدداَ فیلمنامه خود را بررسی می کنید تا مطمئن شوید که تمام عناصرش به درستی و به طور منطقی در هم بافته شده است یا نه ؟ اگر یکی از شخصیت ها به طریقی عمل کند که درونمایه شما را متزلزل سازد یا باید آن عمل را تغییر دهید یا شخصیت را حذف کنید . اگر صحنه ای با دیدگاه شما تناقض دارد ، آن را دور بیندازید . چنین روشی تضمین می کند که فیلمنامه شما دارای وحدت ، انسجام و قوت باشد .
سرانجام فراموش نکنید که بیانیه شما به کمک کنش شخصیت ها پدید می آید نه گفتگوی آنها . شخصیتها خبر ندارند یا اهمیت نمی دهند که درونمایه شما چیست . چیزی که آنها می خواهند رسیدن به هدف و گرفتن پاداش تلاشهای خود است . بنابراین انتظار نداشته باشید درباره درونمایه داستان برای شما بحث و جدل کنند ، چون منصفانه نیست . درونمایه شما باید در متن جاری باشد ، زیرا فکر کردن تماشاگر همان و خاموش کردن تلویزیون یا ترک سالن سینما همان .
ادامه دارد ...