نوشته هایی که چاپ نشد

نکاتی که هنگام نوشتن باید به یاد داشته باشید :

وقتی دست به قلم می برید ، چند نکته را فراموش نکنید . اینکه داستان شما چیست ؟ ، شخصیت اصلی شما کیست ؟، مشکل او چیست ؟، و چه هدفی دارد و در انتها دچار چه وضعیتی می شود ؟

حتی نویسندگان حرفه ای فیلمنامه هم قبل از نوشتن طرح و داستان این نکات را در ذهن برای خود مشخص می کنند . شما باید بدانید اول داستان شما چیست و چه چیز باعث شروع و شکل گیری ابتدای قصه و ماجرای شخصیت مورد نظر شما می شود . و در انتها چگونه مشکل او حل می شود . آیا پیروز می شود ، و به هدفش می رسد یا شکست می خورد . زنده می ماند یا کشته می شود .

شروع و میان و پایان داستان سه نقطه حساس فیلمنامه است که در هنگام نوشتن باید به آن توجه شود . اما یادتان باشد که شروع داستان بسیار حساس تر است . زیرا این شروع است که مخاطب را جذب می کند . برای نمونه شروع یکی از فیلمنامه های خودم را با عنوان آشیانه امن در زیر می نویسم تا برایتان ملموس تر باشد .

سکانس 1

روز – داخلی – خانه سیما

تمام پرده های خانه کشیده شده و نور کمرنگی که به زحمت از پرده ضخیم و قرمز رنگ جلوی پنجره می گذرد اتاق را به رنگ قرمز در آورده . صدای چرخش کلید در قفل در به گوش رسیده و سپس صدای نخراشیده باز شدن دری که گوش را می آزارد . مردی جوان  وارد خانه می شود . نگاهی به گوشه و کنار خانه می اندازد . در نیمه باز اتاقی توجهش را جلب کرده و آرام آرام به طرف اتاق می رود . از لای در نیمه باز اتاق قسمتی از یک تخت خواب و پاهای شخصی که روی آن خوابیده دیده می شود . مرد جوان وارد اتاق شده و چند ثانیه بعد صدای جیغ ...

سکانس اول فیلمنامه ام تنها یکی دو دقیقه بیشتر نیست ولی تقریباَ توانسته مخاطب را جلب کند . یادتان باشد فیلم باید بتواند در ده دقیقه اول مخاطب را جلب کند وگونه آن را از دست می دهد . در آینده بیشتر در مورد شروع و میان و پایان فیلمنامه صحبت می کنیم .

و اما برای اینکه حین نوشتن دچار وسواس و تردید نشوید ، لازم نیست که در همان متن اول بهترین کار را انجام دهید . باید سعی کنید از موقعیت های کلیشه ای و تکراری و دست مالی شده استفاده نکنید . اما در مورد چیزی که می نویسید فکر کنید که آیا این واقعاَ بهترین شکل قصه است یا اینکه باید مسیر داستان را در همین لحظه تغییر دهید . بگذارید بر اساس نقشه ای که قبلاَ در ذهن ترسیم کرده اید به سوی پایان بروید . همانطور که برای رفتن از یک نقطه شهر به نقطه ای دیگر مسیری را از پیش تعیین و انتخاب کرده و سپس حرکت می کنید . شاید مسیری را که انتخاب می کنید بهترین مسیر نباشد . اما لااقل یک حسن دارد . شما را به مقصد می رساند و از سرگردانی در خیابان ها نجات می دهد .

وقتی به انتهای طرح می رسید ، آنگاه متنی پیش رو دارید که بهتر می توانید نقاط ضعف و قوت آن را ببینید . مثل یک پازل می توانید به آن نگاه کنید و اشتباهات آنرا تصحیح کنید . انجام اصطلاحات به این شکل بسیار آسانتر و عملی تر خواهد بود .

پیام و محتوا

در برخی قصه های قدیمی ، به خصوص قصه های کودکان ، نویسندگان بعد از پایان قصه شروع به تعریف پیام و محتوای کار می کردند . به این صورت که : بله عزیزان ، ما از این داستان نتیجه می گیریم که ... اما قصه های امروزی اینچنین نیستند . کسی در انتها به موعظه نمی نشیند . بلکه از شروع کار تلاش می کند این امر را به درستی ، و به صورت پنهانی و در لایه های زیرین کار انجام دهد . به صورتی که مخاطب گاه هرگز متوجه این هدف نویسنده نمی شود . بلکه از رفتار و سرنوشت شخصیتها حس مورد نظر نویسنده به او منتقل می شود .

پیام ، همان روح حاکم بر داستان و درونمایه آن است . ممکن است قصه ای اصلاَ تم و هدف قابل درکی داشته باشد ، و نویسنده اهمیتی به آن ندهد . اما یک اثر هنری هر چه از نظر حرف ، محتوا و هدف ارزشمند تر باشد ، شانس بیشتری برای استقبال از سوی تهیه کننده و مخاطب دارد .

                                                                                             ادامه دارد ...


نویسنده : الهه باطبی - ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ دی ،۱۳۸٧
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


Powered By Persianblog.ir - Designed By Payam salami pargoo